پس از تست راههای گوناگون٬ اکنون غرب دست به تبلیغات پیدا و پنهان پیچیده و گسترده تری علیه ایران زده است که لازم است تمامی ابعاد آن شناخته و مطابق با آن اقدام گردد. متاسفانه برخی ناخواسته در راستای این تبلیغات و جریانات ایجاد شده توسط غرب حرکت می کنند. به عنوان مثال چند نمونه اخیر تبلیغات غرب و اهداف پنهان آن را به شرح ذیل و به صورت کوتاه مورد بررسی قرار می دهیم:
خلیج فارس: همانطور که می دانید برخی از رسانه ها و منابع غربی اقدام به درج نام جعلی خلیج عربی به جای خلیج فارس نمودند که این اقدام آنها عکس العمل ایران به ویژه جامعه مدنی (ایرانیان داخل و خارج) را برانگیخت. ولی ساده انگاریست اگر گمان کنیم که هدف آنها اتحاد ایرانیان داخل و خارج و نیز تقویت ملی گرایی ایرانیان بوده است. چرا که با توجه به تحلیلگران و نخبگان سیاسی ای که در این کشورها فعال هستند به طور قطع آنها کاملاْ از نتایج اقدام خود آگاه بوده اند. نکته مهمی که در این خصوص حائز اهمیت است و از دید بسیاری پنهان مانده است بحث پارس و عرب است. با این اقدام غرب در پی ایجاد جبهه جدیدی علیه ایران بوده که همان جبهه پارس و عرب است...
فیلم ۳۰۰: در خصوص این فیلم نیز بحث های گوناگونی صورت گرفته است که در این مورد نیز همگی از نکته مهمی غافل شده اند. چرا در این برهه زمانی اقدام به تخریب چهره پادشاهان ایران و ایرانیان باستان نموده اند. اگر نگوییم در این ۲۸ سال بعد از انقلاب تبلیغات منفی علیه پادشاهان صورت گرفته در عین حال نمی توانیم بگوییم نظرات مثبتی نیز نسبت به آنها وجود داشته است. تفاوت عمده دوره نظام اسلامی ایران با رژیم شاه٬ نبود رهبری مخالف با حمایت مردمی می باشد. در این خصوص این فیلم قصد دارد اتحاد ایرانیان را نسبت به رژیم های شاهنشاهی جلب و مسئولین را نیز در این جریان قرار دهد و گام به گام چهره پادشاهان گذشته را در سطح اجتماع و مردم بهبود بخشد و مهره های جدیدی علیه فشار به ایران برای خود دست و پا کند. اینگونه تبلیغات شیوه نوینیست که در عین منفی گرایی نتیجه مثبتی (آنگونه که تبلیغ کننده به دنبال آن است) را در پی دارد همچنان که در طول سالهای گذشته در داخل نیز استفاده از اینگونه تبلیغات و نتایج آن ثابت شده است. در این بین لازم است برنامه ریزی های دقیق صورت گیرد. چرا که از یک طرف خاموشی در مقابل این گونه تبلیغات منجر به جریحتر شدن آنها شده و از طرف دیگر٬ اقدامات گسترده٬ مسائل فوق را به دنبال خواهد داشت. باید فکری نوین ارائه نمود..........
کوتاه نتیجه: همانطور که دیدیم این دو مسئله با دو دیدگاه بین المللی و ملی مطرح شده اند٬ در خصوص مسئله خلیج فارس بعد بین المللی و در خصوص فیلم ۳۰۰ بعد ملی (امنیت ملی) هدف قرار گرفته است. در عین حال که علیه اهداف آشکار این تبلیغات باید مبارزه نمود نبایستی اهداف پنهان به فراموشی سپرده شده و در جهتی که آنها می خواهند حرکت کنیم.
نظرات ()براي پرونده هسته اي ايران مي توان گزينه هاي زير را پيش بيني نمود:
1. ايجاد ارتباط بين ايران و آمريكا
2. ايجاد كنسرسيوم مشترك غني سازي اورانيوم در ايران
3. عقب نشيني غرب از خواسته خود
4. رويارويي نظامي
5. عقب نشيني ايران از غني سازي صنعتي اورانيوم
ايجاد ارتباط بين ايران و آمريكا
با توجه به سابقه رابطه ايران و آمريكا بعد از سرنگوني رژيم گذشته، در حال حاضر پرونده هسته اي ايران شرايط ايده آلي را براي ايجاد ارتباط ايران و آمريكا بوجود آورده است. برخي شواهد از جمله اظهارات روز گذشته آقاي لاريجاني و نيز خانم رايس گواهي بر اين مدعاست. خانم رايس روز يكشنبه (25 فوريه) بر آمادگي خود براي مذاكره با همتاي ايراني خود تأكيد كرد. آقاي لاريجاني نيز اظهار داشت آمريكايي ها درصورتي كه مايل به مذاكره با ايران هستند بايد درخواست رسمي دهند و آنوقت ايران اين درخواست را با نگاهي مثبت بررسي مي كند.
اين ارتباط مي تواند به سود هر دو طرف باشد چرا كه با اين ارتباط تا حدي فشارها عليه بوش كاهش يافته و از طرف ديگر در ايران نيز گشايش اقتصادي بوجود خواهد آمد و از تهديدات تا حد قابل توجهي كاسته خواهد شد. از طرف ديگر مسئله هسته اي ايران توجيهي براي كاهش فشار از طرف روسيه و ... (در راستاي جلوگيري از ارتباط ايران و آمريكا) خواهد بود.
ايجاد كنسرسيوم مشترك غني سازي اورانيوم در ايران
گزينه ديگري نيز كه مي تواند با تأثيرات كمتري در منطقه به سود منافع هر دو طرف باشد مسئله ايجاد كنسرسيوم مشترك است كه مي توان از آن نيز به بازي برد برد ياد كرد.
عقب نشيني غرب از خواسته خود
با توجه به مقاومت ايران در مقابل تهديدات و فشارها عقب نشيني غرب از خواسته هاي خود يا تعديل آن گزينه اي درخورد تأمل است.
رويارويي نظامي
با توجه به شرايط زير وقوع اين گزينه از احتمال كمتري برخوردار است:
بحران انرژي
عقب نشيني ايران از غني سازي صنعتي اورانيوم
اين گزينه را مي توان آخرين احتمالي دانست كه ممكن است بوقوع بپيوندد. هرچند ايران نشان داده كه در آخرين لحظات قادر به تصميم گيريهاي سرنوشت ساز بوده و با توجه به نفوذ ملي و معنوي بر مردم مي تواند جو داخلي را نيز كنترل نمايد.
نظرات ()کارشناسان بسیاری نقطه تلاقی ایران و آمریکا را در انرژی هسته ای می دانند. یعنی اینکه در این نقطه شرایط برخورد یا گفتگو مشخص خواهد شد. حتی برخی صراحتا به قدرت رسیدن تندروها در فلسطین٬ لبنان٬ ایران٬ آمريكا و حتي اسرائيل را در همين راستا ارزيابي مي كردند چرا كه معتقد بودند تندروها از قدرت بيشتري براي چانه زني برخوردار خواهند بود و تبعات سنت شكني از طرف اين گروهها نيز به مراتب بسيار كم هزينه تر مي نمود. همچنين انرژي هسته اي بهترين توجيه براي گفتگو خواهد بود چرا كه بسياري از شعارها و اصول پايه ريزي شده از گذشته را نيز تحت الشعاع خود قرار خواهد داد.
ایران کشوری بزرگ و تاثیرگذار است که نمی توان نفوذ آن را در عراق٬ لبنان و دیگر کشورهای اسلامی نادیده گرفت. اما به هر تقدیر هر یک از این گزینه ها (برخورد يا سازش) اوضاع منطقه را دگرگون خواهد کرد كه بسياري خواهان به وجود آمدن اين شرايط نيستند. به طور كلي موانع گفتگوي ايران و آمريكا را مي توان به قرار زير برشمرد:
۱. عدم تمايل برخي از قدرتهاي بزرگ از جمله روسيه. در صورت سازش ايران و آمريكا روسيه نفوذ خود در منطقه -به ويژه بازار ايران - را از دست خواهد داد. همچنين اهرم نفت و گاز روسيه نيز ناكارآمد خواهد شد و بسياري ضررهاي ديگر را متحمل مي شود.
۲. كشورهاي عربي. در حال حاضر ايران يكي از پرنفوذترين و پرقدرت ترين كشور منطقه است كه كشورهاي عربي حاضر نيستند ايران بيش از اين قدرتمند شود. همچنين آنها از آمريكا همواره به عنوان يك حامي در برابر ايران استفاده مي كردند و با اين ارتباط قدرت چانه زني آنها با ايران بسيار متزلزل خواهد شد. همچنين با برداشت برخي تحريم ها عليه ايران اين كشورها كه همواره از خلع نبود ايران در بعد اقتصادي سود جسته و به عنوان واسطه نيز سودسرشاري را عايد كشورشان مي كردند متحمل ضررهاي زيادي خواهند شد.
۳. لابي صهيونيست در آمريكا. با توجه به سياست ايران در قبال مسئله فلسطين مسلما لابي صهيونيست به عنوان يك لابي قدرتمند چالشي عمده در اين راه خواهد بود.
۴. نقش اروپا. هرچند اروپا در ظاهر به ويژه در مسئله اخير عليه ايران اقدام مي كند ولي مسلما اين كشورها حاضر نيستند بيش از اين نقش يكجانبه گرايانه آمريكا در جهان پررنگ تر شود. اين كشورها نيز به دليل عدم حضور آمريكا در بازارهاي ايران از سودسرشاري بهره مند مي شوند.
۵. مسائل منطقه اي. يكي از مهمترين موانع در ايجاد رابطه ايران و آمريكا سياستهاي متفاوت ايران و آمريكا در قبال فلسطين و اسرائيل است كه حل آن بسيار دشوار خواهد بود.
در اين ميان مسلما برخي كشورهاي ديگر از جمله پاكستان نيز از اين رابطه خرسند نخواهند شد. هرچند در داخل نيز گروههايي از اين ارتباط ناخرسند يا متضرر مي گردند ولي اين مسئله قابل حل خواهد بود.
نظرات ()جهت اطلاع شما دیروز (۳۰ بهمن ۱۳۸۵) تحلیلی از دکتر هانس بلیکس (وزیر خارجه سابق سوئد٬ رئیس پیشین تیم بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل در عراق و ستون نویس شبکه ماکسیم نیوز) در خصوص اینکه آیا آمریکا به ایران حمله می کند! منتشر شد كه متن كامل آن با توجه به محدوديت زماني و نيز اطلاع به موقع شما به انگليسي ارائه مي شود:
HANS BLIX: WILL THE
UNITED NATIONS - / www.MaximsNews.com, UN/ - 19 February 2007 --
Will the
American planes are reported to be patrolling along the border between
In a show to media in
Two American air-craft carriers are in the Persian Gulf and missile defenses have been installed in
Since no one imagines that
Many remember that there was a
Is something similar under way now? Most commentators note that a large part of the American people feel their country was tricked into the war in
Yet, many worry that the Bush administration might be tempted to play up
They support the demand of the UN Security Council that
However, practically all are of the view that a military attack would be disastrous.
Although it might delay the program of enrichment a few years it would, at the same time, probably lead to full national acceptance of the program, to increased Iranian support for terrorism and perhaps a crisis in the supply and delivery of oil.
While
A recent op-ed in Washington Times suggested an even more explicit demonstration: the launching of a missile on the former
In
So, what can be done? In the case of
It is difficult to understand why in the case of
It is not long ago that an American commission led by former Secretary of State Baker and former Congressman Hamilton declared that the
Yet, despite the dire situation in
It is a little like the boss who said that he liked to have exchanges of views with his subordinates: they should come in to present their views and walk out with his views. A somewhat less humiliating approach might give better results.
Such approach is now being tested in the case of
نظرات ()