سياست امروز

خبری و تحلیلی

هیلاری کلینتون: آمریکا حل مسالمت‌آمیز مسئله هسته‌ای ایران را خواستار است!
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۸
 

ایلنا: وزیر خارجه آمریکا تاکید کرد که کشورش به حل مسالمت‌آمیز مسئله هسته‌‌ای ایران پایبند است.

 

به گزارش ایلنا به نقل از شین‌هوا، «هیلاری کلینتون» پیش از آغاز مذاکرات خود با «ایهود باراک»، وزیر جنگ رژیم‌صهیونیستی که به واشنگتن سفر کرده است، تاکید کرد که آمریکا از راه‌حل مسالمت‌آمیز و دیپلماتیک برای حل و فصل مسئله هسته‌ای ایران حمایت می‌کند.


وی همچنین گفت که واشنگتن با همکاری هم‌پیمانان خود تلاش می‌کند تا رویکردهای هسته‌ای ایران را تغییر دهد.

 

از طرف دیگر، «فیلیپ کراولی»، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا نیز پیش از این گفته بود که کشورش به‌دنبال اعمال تحریم‌‌های «فلج کننده» علیه ایران و تنها از مقام‌های این کشور می‌خواهد در قبال برنامه هسته‌ای خود موضع متفاوتی اتخاذ کنند.
ایهود باراک نیز در جریان دیدار با کلینتون گفت که تل‌آویو از رویکردهای دولت آمریکا در قبال ایران تقدیر می‌کند.

 

باراک همچنین قرار است با «رابرت گیتس»، وزیر دفاع آمریکا درباره برنامه هسته‌ای ایران گفت‌وگو کند.

منبع: ایلنا، ٠٨ اسفندماه ١٣٨٨

 


 
comment نظرات ()
 
نه اینکه اوباما نخواهد بلکه نمی تواند به ایران حمله کند!
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۸
 

سرویس بین الملل ـ اگر بخواهیم واقع بینانه نگاه کنیم باید بپذیریم دلیل اینکه باراک اوباما حمله نظامی به ایران را تایید نمی کند، به خاطر این نیست که او لیبرال است و نه نو محافظه کار، یا این که صلح طلب است. اوباما دقیقا به همان دلیلی به تاسیسات هسته ای و نظامی جمهوری اسلامی حمله نمی کند که جورج بوش هم این کار را نکرد؛ زیرا ما دقیقا نمی دانیم این تاسیسات کجا هستند و مطمئن نیستیم این حمله بتواند به جز حدود چند ماه، جلوی برنامه اتمی جمهوری اسلامی را بگیرد.

به گزارش "تابناک"، در چند روز گذشته رسانه ها و تحلیلگران مسائل استراتژیک به صورت هماهنگ یا اتفاقی اظهار نظر های متعدد و متنوعی داشته اند که همگی به نوعی به موضوع حمله احتمالی به ایران، عواقب این حمله و در نهایت برحذر داشتن مقامات کاخ سفید از چنین اقدامی بوده است. جملات ابتدای این گزارش بخشی است از مقاله خانم "آن اپلبام" ، عضو سابق شورای سردبیری روزنامه "واشینگتن پست" در این روزنامه آمریکایی، که دو روز پیش با تیتر " آماده جنگ با ایران هستید؟" به چاپ رسیده است.

بر پایه این گزارش "اپلبام" در بخش دیگری از این مقاله می نویسد: حمله به ایران سبب خواهد شد که، عملیات تلافی جویانه ایران توسط هوادارانشان علیه سربازان آمریکایی در عراق و یا افغانستان و یا در لبنان و اسراییل بسیار هزینه بر و سخت باشد. ضمن این که نمی خواهیم یک باره قیمت نفت افزایش زیاد داشته باشد. هیچ رییس جمهوری عاقلی وقتی که در دو جبهه در جنگ درگیر است، حتی حرف از وارد شدن به مبارزه دیگری نمی زند که نتواند هیچ گونه حمایت عمومی و مردمی برای آن پیدا کند.

اما یکی دیگر از تحلیلگران جوان و برجسته آمریکایی نیز مانند خانم "اپلبام" حمله احتمالی به ایران را بسیار پرهزینه می داند. "فرید زکریا"سردبیر نسخه بین‌المللی هفته‌نامه نیوزویک، با اشاره به انتشار آخرین گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در هفته گذشته که در آن نسبت به حرکت ایران به‌سوی دست‌یابی به قابلیت ساخت تسلیحات هسته‌ای ابراز «نگرانی» شده بود، گفت: «این هشدارها در محاسباتی که نشان می‌دهد حمله نظامی هزینه‌های هنگفتی در پی خواهد داشت، تغییری ایجاد نمی‌کند. حمله نظامی به احتمال زیاد فقط می‌تواند برنامه هسته‌ای ایران را چند سالی به تاخیر بیاندازد و گذشته از این، پیامدهای سیاسی هم خواهد داشت.»

نویسنده کتاب «جهان پساآمریکایی» همچنین می افزاید: «حکومت ایران در صورت وقوع یک حمله نظامی می‌تواند حمایت مردم عادی را جلب کند و حول پرچم این کشور اتحادی پدید آورد و مخالفان هم در چنین شرایطی مجبور به حمایت از دولتی خواهند شد که توسط کشوری خارجی مورد هجوم قرار گرفته است.»

به اعتقاد زکریا در پی وقوع حمله نظامی ایران به خشونت در افغانستان و عراق و کشورهای حوزه خلیج فارس دامن زده و از آن حمایت مالی خواهد کرد، بهای نفت افزایش برق‌آسایی خواهد داشت و طنز ماجرا اینجاست که بهای بالای نفت به تهران این امکان را می‌دهد که هزینه پروژه‌های مورد نظر خود را به راحتی تامین کند.

او همچنین می گوید، حمله نظامی آمریکا به ایران، سومین تهاجم این کشور به یک کشور مسلمان در یک دهه گذشته خواهد بود و به اعتقاد آقای زکریا؛ «این خود مهر تاییدی است بر استدلال القاعده و سایر گروه‌های تروریستی که ایالات متحده درگیر «جنگ تمدن‌ها» شده است.»

بر پایه این گزارش، این نوع نگاه را حتی می توان در سخنان، دریاسالار مایک مولن رییس ستاد کل فرماندهی ارتش آمریکا، که روز دوشنبه گذشته ودر نشستی با خبرنگاران در پنتاگون دید.

 مولن هرچند می خواهد مسیر حرکت هسته ای ایران را خطرناک جلوه داده و در کنار آن وانمود کند در منطقه نسبت به این نگرانی وحدت نظر وجود دارد اما در کنار این ادعاها نتوانست عواقب ناگوار حمله احتمالی به ایران را پنهان کند، او گفت: راهی که ایران در جهت ساخت سلاح هسته ای پیش گرفته است نگرانی اصلی همه کشورهایی است که من از آن ها دیدار کردم که شامل اسرائیل، مصر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی می شود.

رییس ستاد کل فرماندهی ارتش آمریکا، تاکید کرد: "می خواهم که شفاف باشم و بیان کنم که ما برای رئیس جمهور اوباما و رابرت گیتس، وزیر دفاع، طیف وسیعی از گزینه های موجود برای مقابله با این خطر را در دست داریم، و مردم آمریکا را از آمادگی خود مطمئن می کنیم."

دریاسالار مولن افزود: "با این همه همان طور که بارها گفته ام برای تبعات ناخواسته هر گونه حمله نظامی بسیار نگران هستم. در حال حاضر استفاده از اهرم های دیپلماتیک و اقتصادی از سوی قدرت های جهان اولین قدم باید باشد و هست."

بر پایه این گزارش، هرچند در سخنان و مواضع این اشخاص و دیگر تحلیلگران و استراتژیست های با تجربه بحث حمله به ایران از سوی غرب به رهبری آمریکا غیر منطقی و فاجعه بار توصیف شده است اما برخی از این افراد همانند خانم "اپلبام" بر این باورند که هنوز امکان حمله احتمالی به ایران وجود دارد.

او در مقاله ای که پیش از این گفته شد می نویسد: اما اگر باراک اوباما به ایران حمله نکند، دلیل نمی شود که دیگری این کار را نکند. حالا که واشینگتن تمام وقتش صرف اصلاح خدمات درمانی آمریکا و اثرات انتخاب یک جمهوریخواه در رقابت های مجلس سنا در ایالت ماساچوست شده، این نشان می دهد که اوباما می خواهد خود را در سیاست داخلی آمریکا در تاریخ ماندگار کند. اما اگر یک بار ساعت دو نیمه شب تلفنش به صدا درآمد و گفت: "نخست وزیر اسراییل دستور حمله نظامی به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی را صادر کرد، آن وقت چه؟"

وی ادامه می دهد: سخت می توان گفت این سناریویی است که اجتناب ناپذیر است ویا اینکه قطعا عملی می شود، مانند اینکه برخی می گویند؛اگر اسراییلی ها این قدر علاقمند به حمله نظامی به تاسیسات اتمی جمهوری اسلامی بودند، تا الان این کار را کرده بودند. اسراییل زمانی که سال 1981 به تاسیسات اتمی عراق حمله کرد نه منتظر کسی ماند و نه هشدار داد، همین طور که در 2007 تاسیسات مشکوک اتمی سوریه را با خاک یکسان کرد. هر دوی این عملیات هم مدل هایی هستند که برای ایران می تواند به کار برده شود. عملیاتی کوتاه، سریع و موفقیت آمیز که هیچ تلافی جدی در پی نداشت و حتی توانستند جهان را قانع کنند که عملیاتی مشروع و برای دفاع از خود انجام داده اند.

عضو سابق شورای سردبیری واشنگتن پست می افزاید: عملیات در مورد ایران اما بسیار پیچیده و متفاوت است. برای نمونه به این سخن "زیو راز"،فرمانده حمله هوایی سال 1981 به عراق توجه کنید؛« در ایران با یک هدف روبرو نیستید که با هشت جنگنده هوایی آن را بمباران کنید.»

"اپلبام" می افزاید: لحن گفته های او به شکل تراژیکی سراسر غصه است آن هم در حالی که فرزندانش در حال درخواست برای گذرنامه از کشورهای دیگری (غیراسراییلی) هستند.خود اسراییلی ها هم از نتیجه این حمله احتمالی مطمئن نیستند و از همین رو است که عملیات تخریبی و یا دیپلماسی پشت پرده را – در حالی که رابطه دیپلماتیک با ایران ندارند – در دستور کار قرار داده اند. ضمن این که در فناوری هسته ای اسراییل حداقل دو دهه جلوتر است. هرچند اسراییل هیچ یک از گزینه ها را کنار نگذاشته، اما اقدام نظامی به دلیل عواقب احتمالی آن، ارزشش را ندارد.

با نگاهی تحلیلی به آنچه در بالا آورده شد و نمونه های بسیار دیگر می توان در یافت که غرب به خوبی می داند که ایران به آن اندازه قدرت مند شده است و توانایی تنوع در منابع و گزینه ها را برای دفاع از خود در منطقه ایجاد کرده است که هرگونه حمله احتمالی می تواند عواقب فاجعه بار منطقه ای و بین المللی داشته باشد و هرچند چنین حملاتی در کوتاه مدت می تواند به ایران ضربه بزند اما ایران با عبور از این دوره کوتاه مدت و پس از آن چهره متفاوت تری به خود خواهد گرفت که این موضوع بسیاری از معادلات کنونی را بر هم خواهد.

منبع: تابناک، ٠٨ اسفندماه ١٣٨٨


 
comment نظرات ()
 
قطر سیاست‌های خود را از عربستان و وهابیت جدا می کند
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۸
 
سرویس بین الملل ـ قطر در 72 ساعت گذشته، کانون گفتگو درباره موضوعات مهمی چون حل مشکلات دارفور سودان و همچنین گفتگوی مقامات عالی رتبه برخی کشورهای منطقه درباره همکاری فی مابین این شیخ نشین حاشیه خلیج فارس با آن کشورها بود. 
 
به گزارش «تابناک»، قطر که با سیاست‌های شیخ حمد، امیر و شیخ جاسم، نخست‌وزیر و وزیر خود به لطف اداره درست سیاسی و اقتصادی این کشور کوچک و مهم خلیج فارس با همراهی ثروت نفتی و گازی در سال های اخیر نشان داده است که امیرنشین قطر به رغم وسعت و جمعیت بسیار کم، سیاست‌‌های خود را از پدر معنوی کشورهای حوزه عربی خلیج فارس، یعنی عربستان جدا کرده است و با خط مشی مستقل، سعی در تعاملات مثبت منطقه‌ای و بین‌المللی دارد.

پس از ساماندهی مسائل سودان که با حضور «عمرالبشیر»، رئیس‌جمهور سودان و طرف‌های درگیر در دارفور انجام گرفت، قطر بدون توجه به سیاست‌های ضد سودانی که از سوی غربی‌ها به ویژه‌ آمریکا و اروپا درباره دارفور اعمال شد، نه تنها معاهده صلح را نهایی کرد، بلکه قطر متعهد شد، با حضور اقتصادی خود در بازسازی این منطقه مهم در آفریقا ـ که غربی‌ها در تلاش برای جدایی آن از سودان بودند ـ معضلات را حل و فصل کند.

از سوی دیگر، قطر که از سال‌ها پیش با عربستان سعودی درباره مسائل مرزی ، مشکل داشته و گاه به درگیری‌های نظامی محدود نیز می‌کشید و در برابر این کشور به دلیل مذهب وارداتی و خودساخته وهابیت مقاومت می‌کرد، میزبان مرد قدرتمند عربستان سعودی، یعنی نفر سوم سعودی‌ها، شاهزاده «نایف بن عبدالعزیز»، وزیر کشور بود.

در این سفر که سعودالفیصل، وزیر امور خارجه سعودی‌ها نیز امیر نایف را همراهی می‌کرد، یک روحانی بلند‌پایه وهابی نیز حضور داشت.

بنا بر این گزارش، البته شیخ حمد که گفت‌وگو با این هیأت عالی‌رتبه عربستان را برای حل و فصل مشکلات نامرئی دو کشور عربستان و قطر به ولیعهد جوان خود با کارگردانی شیخ جاسم، نخست‌وزیر این کشور سپرده بود، از دور بر روند مذاکرات نظارت می‌‌کرد.

این گزارش می‌افزاید، 48 ساعت گفت‌‌وگوهای فشرده، باعث شد که یک پیمان‌نامه مهم بین عربستان و قطر امضا شود؛ التبه سوای تعارفات دیپلماتیک هر موافقتنامه، موارد مهم این قرارداد دوجانبه افشا نشده است.

در این باره باید گفت، سعودی‌ها که در کنار خود، ثروتمندترین کشور منطقه‌ای عرب را تحمل می‌کنند، از سیاست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی شیخ حمد به شدت یکه‌ خورده‌اند.

برخی از کارشناسان سعودی بر این باورند که قطر، جای عربستان را در کانون گفت‌‌وگوهای منطقه‌ای و بین‌المللی و به ویژه در درون خانواده‌های کشورهای عربی، گرفته است. این سیاست‌ها که قطر را به همه قدرت‌های بزرگ جهان و دیگر کشورها از جمله کشورهای در حال گسترش و رقیب قدرت‌های بزرگ نزدیک کرده، جایگاه قطر را در نظام بین‌المللی افزابیش داده است.

در این گزارش همچنین آمده است، درست هنگامی که سوریه در انزوای جهان عرب به رهبری مصر و عربستان بود، قطر نقش مهمی در بازسازی شکاف‌های جبهه مقابله به خود گرفته و با بازسازی فوری آنها، سوریه را در کنار دیگر رقبای برتر جهان عرب قرار داد.

از سوی دیگر، سعودی‌ها به شدت از نقش قطر در حمایت از سیاست‌های صلح‌جویانه انرژی هسته‌‌ای ایران خشمگین هستند؛ ناگفته نماند که پاسخ صریح نخست‌وزیر قطر به وزیر خارجه آمریکا در دیدار اخیرش از دوحه که برابر سیاست‌های آمریکا بود، این نگرانی‌ها را دوچندان کرده است.

در این زمینه، شیخ جاسم، آشکارا به هیلاری کلینتون و حاکمان دمکرات کاخ سفید گفت: ما بر خلاف شما بر این باور هستیم که کشور برادر و دوست، ایران در پی سلاح اتمی نیست. این نگرانی‌‌های سعودی‌ها که کاملا مطابق با نگرانی‌های واشینگتن است، نشان می‌دهد که قطر در سیاست‌های خارجی خود که هم‌اکنون از منطقه‌ای به بین‌المللی کشیده شده، روندی مستقل را برای خود در نظر گرفته است.

به علاوه قطری‌ها در چهارچوب مسائل دینی و اجتماعی خود، زیر بار مذهب خودساخته وهابیت نمی‌روند و با دعوت از علمای الازهر مصر، به خوبی و آشکارا نشان می‌دهند که مذهب خودساخته وهابیت در این کشور جایگاهی ندارد.

این گزارش اضافه می کند، سفر وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران به قطر و بستن پیمان‌های دفاعی بین دوحه و تهران به صورت مشخص، نشان می‌دهد که قطر راه خود را از آمریکا و آل سعود در منطقه جدا کرده و با استقلال سیاسی و اقتصادی و همچنین نظامی به منطقه‌ای همراه با صلح در سایه همکاری با کشورهای منطقه، به ویژه جمهوری اسلامی ایران می‌اندیشد.

در این باره باید افزود که حضور وزیر دفاع ایران بر روی ناوهای قطری و میزبانی از وی در جمع فرماندهان نیروی زمینی و هوایی قطر، نشان داد که ایران، نقش ویژه‌ای در سیاست خارجی دولت قطر دارد.

حال در این جمع‌بندی، باید نگرشی تازه به روند تحولات اجتماعی، فرهنگی و دینی در قطر نیز افکنده شود. این کشور، تلاش می‌کند در میدان‌های بین‌المللی نیز چهره یک کشور دمکراتیک مسلمان را از خود نشان دهد، به گونه‌ای که امیر قطر و دولتمردان این کشور، با حضور در جمع مردم و به دور از تعارف‌ها و سنت‌های خشک قبیله‌ای، بسیار راحت با مردم خود در تماس بوده و آرام آرام آنان را در قدرت سیاسی و اجتماعی این کشور سهیم می‌کند.
منبع: تابناک، ٠٧ اسفندماه ١٣٨٨

 
comment نظرات ()
 
معاون وزیر امور خارجه روسیه: روسیه اس-300 را به ایران انتقال می‌دهد
ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱
 

 گزارش فارس، "سرگی ریابکوف " در مصاحبه با خبرگزاری روسی "اینترفکس " اعلام کرد که روسیه قصد دارد تا به تعهد خود در انتقال سامانه دفاع موشکی "اس‌-300 " عمل کند.

این در حالی است که رژیم صهیونیستی و آمریکا بارها از روسیه خواسته‌اند تا از فروش این سامانه که قادر است هواپیماها را تا فاصله 150 کیلومتری هدف قرار دهد صرف نظر کند.

وی افزود: این قراردادی برای تامین این سامانه برای ایران است و ما به آن عمل می‌کنیم.

این مقام روسی ادامه داد: تاخیر در انتقال این سامانه به دلیل مشکلات فنی برای تطبیق این سامانه است.

وی همچنین علیه سیاست‌کاری‌ها در صادرات تسلیحات روسیه به ایران هشدار داد.

ریابکوف ادامه داد: صرف‌نظر از مذاکرات درباره ماهیت برنامه هسته‌ای ایران، واقعا ناصحیح است که بر موضوع انتقال اس-300 به ایران تمرکز شود و این موضوع را به یکی از چالش‌های عمده تبدیل کرد.

"بنیامین نتانیاهو " نخست وزیر رژیم صهیونیستی هفته گذشته به مسکو سفر کرد تا از روسیه بخواهد که از تشدید تحریم‌ها علیه ایران حمایت کند و از انتقال سامانه دفاع موشکی اس-300 به ایران صرف نظر شود.

منبع: خبرگزاری فارس، ٠١ اسفندماه ١٣٨٨


 
comment نظرات ()
 
ناوشکن "جماران" و بازتاب آن در رسانه های بیگانه
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱
 

سرویس بین الملل ـ در پی انتشار خبر ورود ناوشکن "جماران" به ناوگان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران که به دست متخصصان ایرانی طراحی و ساخته شده است، نوع اطلاع رسانی رسانه های خارجی در این مورد حکایت از این دارد که این رسانه ها و دولت های متبوعشان تا حدودی پیام این اتفاق و حضور شخص رهبر انقلاب در خلیج فارس را دریافت کرده اند. 

به گزارش "تابناک" عموم رسانه های خارجی موثر تاکنون بیشتر به نقل خبر اکتفا کرده و از تحلیل و بررسی آن امتناع کرده اند ولی لحن بیان خبر نشان دهنده آن است که اگرچه آنان در صدد بهره برداری سوء در راستای پروژه ایران هراسی از این مسئله هستند اما گریزی از پذیرش این موفقیت بزرگ نداشته اند.

بنابر این گزارش خبرگزاری رویترز در اولین گزارش خبری خود آورده است:

« تلویزیون دولتی ایران از الحاق نخستین ناوشکن تماما بومی ایران موسوم به جماران به نیروی دریایی ایران در آب های خلیج فارس خبر داد که جزییات مربوط به محل دقیق راه اندازی آن ارایه نشده است.

به گزارش تلویزیون دولتی ایران ناوشکن جماران 94 متر طول و قریب 1500 تن وزن دارد و مجهز به اژدرانداز و رادار الکتریکی است. این درحالی است که ساخت بیشتر تجهیزات دریایی ایران به قبل از انقلاب اسلامی سال 1979 باز می گردد که ساخت آمریکا هستند.

در همین حال تنش ها بر سر برنامه هسته ای ایران بالا گرفته است و قدرت های غربی خواهان اعمال دور چهارم تحریم های سازمان ملل علیه تهران هستند. غرب از تلاش ایران برای ساخت سلاح هسته ای ابراز نگرانی می کند حال آن که تهران بر صلح آمیز بودن برنامه های هسته ای خود پافشاری می ورزد.

آمریکا و متحدان غربی اش می گویند خواهان حل این مساله از طریق دیپلماسی هستند و در عین حال گزینه نظامی را نیز از نظر دور نساخته اند.

ایالات متحده در ماه ژانویه با اعلام آنچه که او آن را تهدید موشکی فزاینده از جانب ایران خواند از تقویت سیستم دفاع موشکی خود در خلیج فارس خبر داد. ایران این اقدام را محکوم و واشنگتن را به تلاش برای ایجاد ایران حراسی متهم کرد.» 

همچنین خبرگزاری فرانسه در اولین گزارش خبری خود آورد:

« نیروی دریایی ایران روز جمعه نخستین ناوشکن بومی سازی خود را در حضور آیت الله علی خامنه ای، رهبر و فرمانده کل قوا، جمهوری اسلامی ایران راه اندازی کرد.

تلویزیون انگلیسی زبان پرس تی.وی در گزارشی آورده است: «ناوشکن موسوم به "جماران" با قابلیت حمل 120 نفر، مجهز به موشک های زمین به هوا، سامانه‌های اژدرافکن و توپ‌های دریایی پیشرفته، یکی از بزرگترین دستاوردهای دفاعی و نخستین ناوشکن طراحی شده و ساخته شده در ایران است.»

این درحالی است که ساخت بیشتر تجهیزات دریایی ایران به قبل از انقلاب اسلامی سال 1979 باز می گردد و ساخت آمریکا هستند. جمهوری اسلامی تعدادی زیردریایی ساخت روسیه نیز خریداری کرده است.

سال گذشته نیروی دریایی ایران در خلیج عدن و سواحل سومالی به منظور همراهی و اسکورت کشتی های تجاری و نفتکش های این کشور ماموریت هایی به انجام رساند.

تهران در حال غنی سازی اورانیوم است و بسیاری از کشورهای غربی و اسراییل از تلاش این کشور برای ساخت بمب اتمی وحشت دارند. این در حالی است که تهران این اتهامات را رد می کند و می گوید برنامه هسته اش کاملا صلح آمیز است.

روز پنج شنبه بازرسان اتمی سازمان ملل از احتمال تلاش ایران برای ساخت کلاهک هسته ای ابراز نگرانی کردند و ایران در واکنش به آن این نگرانی ها را بی اساس خواند.»

شبکه خبری سی ان ان نیز در اولین خبر در این باره آورد:

« به گزارش خبرگزاری های دولتی ایران این کشور روز جمعه یک ناوشکن موشک انداز راه اندازی کرد.

اعلام رسمی خبر پیوستن این ناوشکن به به ناوگان دریایی ارتش در زمانی مطرح می شود که بازرسان هسته ای آژانس بین المللی انرژی اتمی ایران را به فعالیت در زمینه توسعه کلاهک هسته ای متهم ساخته اند.

به گزارش پرس تی.وی، ناوشکن موسوم به "جماران" با قابلیت حمل 120 نفر، مجهز به موشک های زمین به هوا، سامانه‌های دژافکن و توپ‌های دریایی پیشرفته، یکی از بزرگترین دستاوردهای دفاعی این کشور به شمار می رود و نخستین ناوشکن طراحی شده و ساخته شده در ایران است.

این در حالی است که پیشتر رییس آژانس انرژی اتمی سازمان ملل از احتمال تلاش مخفیانه ایران برای ساخت کلاهک هسته ای خبر داده بود. اظهارات این مقام در بخشی از گزارش IAEA آمده بود.»

به هر حال به نظر می رسد نفس حضور شخص فرماندهی کل قوا در خلیج فارس برای رونمایی از چنین فناوری عظیمی و بیان سخنانی با محوریت تاکید ایران بر عزت مندی و آرامش همه کشورهای منطقه، آن هم در شرایطی که دولت آمریکا با شیطنت صهیونیست ها بیشترین تلاش خود را در روزهای اخیر برای ایجاد تفرقه در منطقه و القاء خطر از سوی ایران به کار بسته است، این پیام محوری را انتقال داده باشد که جمهوری اسلامی ایران در عین اینکه در تلاش برای ایجاد منطقه ای عاری از هرگونه خشونت و بی اعتمادی است اما با تمام توان در برابر شیطنت ها، تفرقه افکنی ها و زورگویی ها خواهد ایستاد و این حضور در خلیج فارس به عنوان نماد عزت و اقتدار ملی کشور بیانگر همین مسئله است. 

منبع: تابناک، ٠١ اسفندماه ١٣٨٨


 
comment نظرات ()
 
ایران، آمریکا و خلیج فارس؛ واکاوی مواضع آمریکا و دولت‌های منطقه
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱
 

با توجه به تحرکات اخیر دشمنان در منطقه علیه جمهوری اسلامی ایران، دکتر محسن رضایی با ارایه تحلیلی از اوضاع و شرایط پیشین و حال جهان و منطقه، به بررسی وضعیت کنونی ایران و منطقه خلیج فارس و نقش کشورهای دشمن در تفرقه افکنی میان دولت و ملت‌های منطقه پرداخته است.

به گزارش «تابناک»، متن این تحلیل که در سایت شخصی محسن رضایی آمده به شرح زیر است:

پس از آنکه نظام دو قطبی فروپاشید، در جهان چند منطقه با خلأ قدرت روبه‌رو و به تعبیری ساده تر بی صاحب شد. اروپای شرقی از یوغ شوروی نجات یافته بود ولی نمی‌توانست در صحنه بین‌المللی نقشی ایفا کند. آنها کشورهای ضعیفی بودند که متحد هم نبودند. اتحادیه اروپا چتر خود را بر سر آنها گسترانید و آنها را تحت پوشش قرار داد.

منطقه دوم که دچار خلأ قدرت در عرصه بین‌المللی شدد، منطقه خاورمیانه بود که در آن رژیم آمریکا به دلیل حمایت از اسرائیل، از دست دادن رژیم شاه در ایران و رشد اسلامگرایی روابط شکننده ای با جهان عرب پیدا کرد. روسیه هم که با رژیم‌های سوریه و عراق ارتباط دیرینه ای داشت، رو به ضعف گراییده بود.

انقلاب اسلامی در ایران نیز مهمترین پایگاه آمریکا را فتح کرده، جان تازه ای به لبنان و فلسطین بخشیده و به عنوان یک رقیب جدی در برابر آمریکا و شوروی در منطقه در حال پیشروی بود و برای همین، آمریکا که به بهانه آزادسازی کویت برای اولین بار ناوهای هواپیمابر خود را وارد خلیج فارس کرده بود به تقویت حضور خود در خلیج فارس ادامه داد و تلاش کرد که آرام آرام خلأ قدرت را در منطقه پر کند.

منطقه سومی که دچار خلأ قدرت شد، آسیای مرکزی و قفقاز بود. آمریکا به بهانه تقاضای کشورهای تازه استقلال یافته در آسیای مرکزی و قفقاز وارد این منطقه شد و به ایجاد پایگاه‌های هوایی در این منطقه همت گمارد، البته هرچند وانمود می‌شد، کشورهای منطقه از آمریکا تقاضای کمک‌های اقتصادی کرده اند اما آمریکا به حضور توأمان سیاسی، نظامی و اقتصادی در این مناطق دست زد و با حضور خود به پر کردن خلأ قدرت ناشی از فروپاشی شوروی مشغول شد.

از سوی دیگر، آمریکا تلاش کرد حضور بیشتری در افغانستان پیدا کند، به گونه ای که با توجه به حاکمیت نیروهای انقلابی احمدشاه مسعود که سال‌ها علیه شوروی جنگیده و با گرفتن کابل پایتخت افغانستان حکومت قانونی تشکیل داده بودند، تلاش کرد از کانال طالبان آنها را مورد تهدید قرار دهد. پاکستان و آمریکا شروع به تقویت طالبان علیه حکومت قانونی احمد شاه مسعود و ربانی کردند و نتیجه آن شد که طالبان از دل حمایت‌های بی دریغ تسلیحاتی، مالی و آموزشی آمریکا و پاکستان تبدیل به یک جریان سیاسی قوی شد و سراسر افغانستان را گرفت و دولت طالبان را شکل داد و البته چیزی نگذشت که از دل طالبان القاعده و گروه‌های ضد آمریکایی برخاستند و حادثه حمله به برج‌های دوقلو در آمریکا رقم خورد.

حادثه یازده سپتامبر و حضور آمریکا در منطقه

آمریکا به دنبال بهانه ای بود که حضور خود را در منطقه کامل کند و مناطق خاورمیانه و آسیای مرکزی و قفقاز را کاملا تحت پوشش و سلطه خود قرار دهد. برای این کار باید کمربند طلایی را اشغال می‌کرد. دو شرط برای این تصمیم گیری لازم بود، اول اینکه باید یک جریان تندرو و جنگ طلبی در آمریکا بر سر کار می‌آمد و دوم اینکه بهانه ای در سطح بین‌المللی شکل می‌گرفت. نومحافظه کاران در آمریکا بر سر کار آمدند و دیری نپایید که حمله 11 سپتامبر انجام شد و بهانه به دست آمریکا افتاد. آمریکا به همین بهانه طرح اشغال کمربند طلایی را در منطقه طراحی کرد به گونه ای که در این طرح باید سوریه، عراق، ایران و افغانستان اشغال می‌شد و دریای مدیترانه را به چین وصل می‌کردند.

کمربند طلایی

حمله آمریکا به افغانستان سرآغاز شروع طرح اشغال منطقه بود. با توجه به اهمیت استراتژیک محور ایران، سوریه، افغانستان و عراق که به کمربند طلایی منطقه معروف است، معلوم بود که حمله بعدی به عراق و پس از آن نوبت سوریه و ایران خواهد رسید. البته آن قدر این لقمه بزرگتر از دهان آمریکا بود که در بین راه متوقف شد و آنچنان تلفات سنگین مادی و انسانی به آنها وارد شد که ناچار شدند برای ادامه طرح توسعه طلبانه خود اسرائیل را وارد صحنه کنند. حمله فضاحت بار رژیم صهیونیستی به لبنان با مقاومت بی سابقه مردم لبنان و حزب‌الله در برابر ارتش اسرائیل مواجه شد و آنها را با شکست روبه‌رو کرد و نه تنها آمریکا به نتیجه نرسید و از بن بست بیرون نیامد بلکه اسرائیل نیز در منطقه به شدت تضعیف شد و ایران، لبنان و فلسطین به شدت تقویت شدند.

از سویی اقدامات آمریکا در اروپا با سپر موشکی و دخالت در گرجستان موجب باز شدن دو جبهه در مقابل روسیه شد که هر دو ناموفق بود لذا دولت آقای بوش در تمامی طرح‌های خود یا با شکست مواجه شد و یا آنها را نیمه کاره باقی گذاشت. اما در این شرایط که حیثیت آمریکا زیر سؤال رفته و شعارهای آزادی و حقوق بشری آمریکا بی رنگ و بی خاصیت شده بود دولت بوش تنها نیاز به تلنگری داشت تا از بالای آبشار نیاگارا به زمین سقوط کند که این اتفاق با شکست در مقابل ایران و با بحران مالی 2008 اتفاق افتاد.

بوش و ایران

پس از استقرار نیروهای آمریکا در عراق مهمترین اولویت دولت بوش حمله به ایران بود ولی دو مسأله اساسی سد راه اجرای طرح آنها بود یکی اینکه نیروهای مسلح ایران بسیار قویتر از عراق بودند و دوم اینکه نظام ایران یک رژیم سیاسی با معیارهای بین‌المللی بود که از نظر بین‌المللی هم مقبولیت خوبی داشت، ضمن آنکه مردم ایران هم با نظام خود یک پیوند قوی داشته و نسبت انسجام و وحدت ملی در ایران بالا بود.

البته از سویی، نبودن بهانه حمله به ایران برای اقناع افکار عمومی در عرصه بین‌المللی نیز مزید بر علت بود چرا که ایران فاقد سلاح‌های شیمیایی بود و سلاح هسته‌ای هم در اختیار نداشت و فعالیت‌های هسته‌ای خود را هم در معرض شفافیت قرار داده و همه نوع همکاری را با سازمان‌های بین‌المللی انجام می‌داد به گونه ای که حتی تا مرز تعطیلی کامل فعالیت‌های پژوهشی صلح آمیز هسته‌ای خود هم حرکت کرد، ضمن اینکه ایران هیچ گونه ارتباطی با سازمان‌های تروریستی مانند القاعده نداشت.

مشکل بعدی که آمریکا در حمله به ایران با آن مواجه شد، حاکم شدن دوستان ایران در عراق بود. در واقع بر خلاف خواست آمریکا، گروه‌های مبارز عراقی از کردها گرفته تا شیعیان و اهل سنت که علیه صدام حسین مبارزه می‌کردند از دوستان ایران بوده و از طریق انتخابات حکومت عراق را به دست گرفته بودند.

البته هرچند که برخی از اقدامات شتابزده ممکن بود که بهانه‌هایی به دست آمریکایی‌ها بدهد ولی مذاکرات هسته‌ای ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، سازمان ملل و مذاکرات تیم هسته‌ای ایران با گروه 5+1 و آمادگی‌های طاقت فرسای نیروهای مسلح که همه با تدابیر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی صورت گرفت آمریکا و آقای بوش را از حمله به ایران ناامید کرد.

اوباما و بوش

پس از سقوط دولت بوش در افکار عمومی آمریکا و جهان، آقای اوباما با شعار تغییر رای آورد و مهمترین بخش کاری خود را در سطح بین‌المللی به ایران و منطقه معطوف کرد. دولت وی ابتدا از باب مذاکره وارد شد و سپس ناشیانه در حوادث داخلی ایران ورود پیدا کرد. رژیم صهیونیستی نیز از ضعف سیاسی و کم تجربگی دولت جدید آمریکا حداکثر استفاده را برده و او را به تحرکی علیه ایران تشویق کردند؛ بنابراین، آمریکا ظاهرا مصمم شده است که تحرک جدیدی را علیه ایران آغاز کند که به یقین پشیمان خواهد شد.

اعراب و فریب دوباره

کشورهای عربی که دوستان ما در منطقه هستند در دولت آقای بوش مورد سوء استفاده قرار گرفتند، به گونه ای که در حمله به عراق، افغانستان و لبنان با آمریکا همکاری کرده در نهایت کلاه بزرگی بر سر آنها رفت که البته بعدها پشیمان شدند. اما امروز یک بار دیگر آمریکا قصد کرده است که از آنها علیه ایران سوء استفاده کند. آمریکا به بهانه پیشرفت صلح آمیز هسته‌ای ایران در حال ایجاد نگرانی از ایران در کشورهای منطقه است و سفر خانم کلینتون به منطقه عربی و طرح مسائل بی پایه بیانگر این است که آمریکا قصد دارد با پول‌های کشورهای عربی یک حادثه ای را در منطقه رقم بزند.

ایران و اعراب

از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، سیاست ایران تقویت کشورهای عربی بوده است. ایران همیشه با نظر برادرانه به آنها نگاه کرده است، به گونه ای که حتی در حادثه حمله عراق به ایران که با هم دستی و کمک‌های فراوان کشورهای عربی صورت گرفت ایران به روابط دوستانه خود با کشورهای عربی آسیبی وارد نکرد و امروز نیز ایران برای عزت و پیشرفت کشورهای عربی اهمیت فوق العاده‌ای قایل است.

ایران و آقای اوباما

به نظر می‌رسد اگر آمریکا در حال فریب دادن برادران عرب ما باشد، خود آمریکا هم از سوی رژیم صهیونیستی فریب خورده است، چرا که اگر راههای مسالمت آمیز بین آمریکا و ایران باشد ممکن است از این طریق به منافع متقابلی دست یابند .اما قطعا آمریکا از جنگ و تحریم با ایران هیچ چیزی عایدش نخواهد شد.

ایران امروز به انواع سلاح‌های دریایی، موشکی و هوایی مجهز است و از طرف دیگر هزاران جوان شهادت طلب هستند که حاضرند خود را با وسایل موثری به ناوهای آمریکا بزنند همان گونه که در سال 1367 در زمانی که فرماندهی سپاه را به عهده داشتم، وقتی مانور شهادت را در خلیج فارس اجرا کردیم و مقام معظم رهبری هم از نزدیک مانور را زیر نظر داشتند بیش از ده هزار جوان داوطلب شهادت در مانور شرکت کرده بودند.

البته باید توجه داشت که در ایران فرماندهان و افسران بزرگی وجود دارند که به خوبی از عهده دفاع در مقابل آمریکا برمی‌آیند و حتی فرماندهان و رزمندگان قدیمی هم به صحنه دفاع خواهند شتافت و خود من از اولین کسانی خواهم بود که لباس رزم به تن کرده و در تنگه هرمز و جزایر حاضر می‌شوم و جلوی رزمندگان حرکت خواهم کرد. البته این احتمال ضعیف است و بعید است که تیم آقای اوباما به ایران حمله کند ولی احتمال تحرکی از سوی اسرائیل وجود دارد. آمریکا نباید فکر کند که اختلافات داخلی ، حکومت ایران را ضعیف کرده است. امروز بین رهبری، مردم و نیروهای سیاسی انسجام وجود دارد که در موقع بروز رخدادهای خارجی این انسجام چند برابر خواهد شد. راهپیمایی 22 بهمن نشان داد که ملت ایران یک ملت یکپارچه است و به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی وفاداری خویش را حفظ کرده است. البته من امیدوارم که آمریکا از هر نوع فشاری علیه ایران دست بردارد و به جای فرار به جلو از شکست‌های آقای بوش عبرت بگیرد و منطقه را به عهده کشورهای منطقه واگذار کند، نیروهای نظامی خود را از منطقه بیرون ببرد و از دخالت در کشورهای منطقه پرهیز کند.

ایران و منطقه‌گرایی

و اما پیشنهاد من به برادران عرب خود این است که بیایید خود سرنوشت منطقه را به دست بگیریم. ایران با کمک کشورهای ترکیه، عربستان، پاکستان و سایر کشورهای منطقه و خلیج فارس می‌توانند طرحی مشابه اروپای واحد داشته باشند که «منطقه آسیای جنوب غربی» را شکل بدهند و خود کشورهای منطقه امنیت، صلح و پیشرفت را پیگیری کنند. ایجاد پول واحد و تشکیل شورای امنیت منطقه ای و سازمان های اقتصادی و تجاری منطقه ای می تواند در راستای چنین طرحی به وجود آید.

منبع: تابناک، ٢٩ بهمن ماه ١٣٨٨


 
comment نظرات ()